کد خبر: ۱۱۶۹۸۰۶
تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۰:۵۱ 05 June 2024

به گزارش تابناک مازندران از ایکنا، محمد حسن بار فروش، معروف به شیخ کبیر از مراجع و علمای طراز اول خطه مازندران بود که دفتر حیات پربرکت ایشان به سال ۱۲۴۰ق در قزوین گشوده شد. والدماجدش ملا صفرعلی لاهیجی از فلاسفه و عرفای بلند پایه عصر خود بود. او از اهالی بابل مازندران بود که در جهاد علیه روس‌ها شرکت کرد و بعد از بازگشت در قزوین سکنی گزید. در فلسفه و علوم عقلی شاگرد حکیم الهی ملا علی نوری و در فقه و اصول شاگرد سید محمدمجاهد به حساب می‌آمد.

شیخ محمد حسن از همان کودکی با توجه به محیط خانوادگی‌اش تربیت دینی یافت و در همان دوران راه پدر عالمش را در پیش گرفت. مقدمات دینی اعم از ادبیات و منطق را در حضور استادان قزوین فراگرفت، سپس مراتب سطح حوزه را آغاز کرد که شیخ محمدتقی برغانی و محمدصالح برغانی دو معلم مبرز آن آینده‌ساز حوزه بودند.

آیت‌الله بار فروش پس از کسب فیض از محاضر علمی موجود در حوزه قزوین که آن زمان از رونق علمی مناسبی برخوردار بود برای تکمیل معلومات خود رهسپار عراق شد. ایشان در نجف و کربلا از اساتید برجسته و طراز اول آن دیار قدسی همچون شیخ حسن بن محمد برغانی، شیخ زین‌العابدین مازندرانی، شیخ محمد حسین فاضل اردکانی، شیخ محمدتقی هروی، شیخ مرتضی انصاری و شیخ محمد حسن صاحب جواهر استفاده کرد.

شیخ مازندرانی پس از کسب فیض از استادان بزرگ عراق فتح قله بلند اجتهاد و کسب مهارت در علوم مختلف، آهنگ ایران کرد تا بدین وسیله بتواند منشأ خیرات و مبرات اجتماعی و ترویج علوم دینی باشد. بعد از مدتی اقامت در قزوین به بابل رفت و مورد استقبال مردم شریف آن سامان قرار گرفت. وی عارفی واصل و مجسمه تقوا و اخلاص و از شیفتگان و ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت بود. او به سبب حسن معاشرت و سیره نیکوی خود مورد ارادات و محبت عامه مردم مازندران حتی اقلیت‌های مذهبی قرار گرفت. بیت ایشان بیت المعمور و همواره محل رفت و آمد مردم و ملجا افرادی بود که از مشکلات مالی رنج می‌بردند و برای رفع آن از وجود مبارک آن گوهر استمداد می‌جستند. همین خصلت نیکو ایشان و نیز رفعت علمی و معنوی ایشان باعث شد تا ناصرالدین شاه در سفر خود به مازندران به محضر آن عالم ربانی شرفیاب شود و در پیشگاه آن عالم حقیقی عرض ادب کند. 

آن فقیه فرزانه در اواخر عمر مبارکش بینایی خود را از دست داد. منقول است که شیخ پس از این عارضه، مجلس بزرگی ترتیب داد و همه علمای شهر را به صرف ناهار دعوت نمود. پس از صرف ناهار، خطاب به علما فرمود: حال مدتی است که بینایی خود را از دست داده ام از همه حضار و علمای محترم میخواهم مهر مرا به حضورتان تقدیم کنم فی المجلس آن را بشکنید تا پس از من با آن سوء استفاده نشود. یکی از آقایان در حضور سایرین برحسب تقاضا به فرموده ایشان جامه عمل میپوشاند. سرانجام این عالم خدوم و عارف الهی در شوال سال ۱۳۴۵ ق در ۱۰۵سالگی دار فانی را وداع و به سوی دیار باقی عروج کرد 

 

 

 

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* :
آخرین اخبار