کد خبر: ۵۳۱۵۴۵
تاریخ انتشار: ۰۸ آذر ۱۳۹۶ - ۲۲:۴۲ 29 November 2017
به گزارش تابناک مازندران، تعدد مراکز تصمیم گیری در فوتبال بواسطه نقش بی بدیل و تعیین کننده دولت بصورت مستقیم و غیر مستقیم در چیدمان لیگ های فوتبال باعث شده است سیاست های کلی فوتبالی کشور با کندی بیش از حد پیاده شود .
 
 بواسطه عدم شفاف سازی این سیاستها ،با تعویض دولتها ،مدعیان  تازه ای برای حضور در بستر فوتبال قد علم می کنند و در خلاف سیاست های کلی قدمهایی را برمی دارند که مانع پیشرفت فوتبال از دیدگاه سیاستگذاران می شود.
 
شفاف تر بگویم ،یکی از سیاست های کلان فوتبالی که از سالهای70 به بعد پیگیری می شود ،تمرکز زدایی فوتبال و انتقال تیم ها از تهران به شهرستانها می باشد . استدلال این سیاستگذاران در این رابطه تمرکز سخت افزار و نرم افزار مورد نیاز فوتبال در تهران است و اعتقاد دارند در صورتی که فوتبال را  پاک و بدون دستکاری و صرف مراجعه به  نتایج  دسته بندی نماییم  بعد از چند سال تمامی تیمهای لیگ برتر تهرانی خواهند شد و مفهوم لیگ کشوری خود بخود از بین خواهد رفت .
 
در جام تخت جمشید قبل از انقلاب این مسئله از طریق قانون سقوط آخرین تیم تهرانی از هر کجای جدول حل شده بود . اما با دخالت فیفا در تمامی قواعد و قوانین فوتبال دنیا و یکسان سازی آنها امکان سقوط از میانه جدول وجود نداشت ، از این جای جریان بود که دستکاری های فوتبالی در نتایج و دستکاری در بودجه های تیم ها بواسطه حضور دولت ها در فوتبال برای دستیابی به سیاست های تمرکز زدایی افزایش یافت .
پیرو این سیاستها تیم های با سابقه همچون راه آهن ،بانکملی ، پاس ،هما، برق ،دارایی،.... نیز که گاهگاهی فکر صعود به لیگ برتر در آنها قوت می گرفت و باعث دردسر در  سیاستهای فوتبالی می شدند نیز تعیین تکلیف شدند و با سیاستهای گونه گون و ترفتدهای مختلف از گردونه فوتبال خارج شدند.
 
استثنا هایی هم در رابطه با تیمهای صبا باطری و نفت تهران بوجود آمد ،که عاملین آنها خود سیاستگذاران فوتبالی  بودند.   
تیم نظامی صبا باطری  بعد از آگاهی از سیاست های کلی نظام در رابطه با فوتبال به سادگی رضایت به انتقال به قم داد ،اما داستان نفت بگونه ای دیگر بود و داستان یک  بام و دو هوا بود . اگر دولت نمی توانست هزینه کند و اجازه آنرا نداشت پس برای صنعت نفت آبادان و مسجد سلیمان و امیدیه و ماهشهر و ....هم نباید هزینه می کرد اینگونه بود که نفت تهران  بقای بیشتری نسبت به دیگر همردیفان خود یافت ،اما نتوانست ونخواهد توانست در تهران بماند.
 
حتی اگر به قیمت انحلال دیگر تیم های نفت  در شهرستانها بینجامد.
حالا استراتری بلند مدت فوتبال به انتهای راه خود رسیده است سیاستهای فوتبالی از بنیان اجازه رشد به تیم های رده پایین لیگ برتر را نمی دهد و دیگر شاهد صعودی به  لیگ برتر از سوی تیمهای تهرانی نخواهیم بود.
سپردن نفت تهران به سرمایه گذار علاقه مند به رشد و توسعه فوتبال که اهلیت دا شته باشد ،گویا خلاف سباستهای فوتبالی است لذا برای بیرون کردن نفت از صحنه فوتبال تهران بهترین ترفند سپردن سکان آن به کسی است ،که از چند و چون فوتبال سر در نیاورد .
کیست که نداند فوتبال ما تنها هزینه است  و خرجش با برجش نمی خواند ،فوتبال ما اگر بخواهد از طریق بخش خصوصی حمایت شود ، سرمایه ای  چند ده میلیاردی نیاز دارد،که ماحصل سود فعالیتی اقتصادی با بهره  چند صد میلیاردی باشد.
آیا چنین سرمایه ای هم اکنون در اختیار مالک جدید نفت تهران قرار دارد که در صدی از آن را هزینه جوانان این مرزو بوم کند؟
 
تیم های پایه نفت هم اکنون در پارکها و فضای سبز شهرداری های نقاط مختلف شهر تمرین می کنند و تنها 15 دست پیراهن در اختیار دارند و با هر تعویض با چسب سپید شماره ه را ا تغییر می دهند .
 
تیم بزرگسال نفت  سهمیه آسیایی دارد، بدهی هایش از پرسپولیس و  استقلال کمتر است ،اما در برزخ قوانین ناخواسته و ناهمگون چنان گیر کرده است که حضورش در این مسابقات با شرایط حاد کنونی بیشتر به رویایی دست نایافتنی شبیه است .
 
چه خوب که سیاستگذاران فوتبالی که در پیاده نمودن اهداف اولیه خود تا حدود بسیاری موفق بوده اند ،در خصوص نفت تهران  دندان بر جگر گذاشته و تا پایان مسابقات  باشگاههای آسیا نیز حامی تیم باشند ،سپس عطایش را به لقایش ببخشند.
حذف نفت تهران به بهانه بهره برداری از بودجه دولتی و هبه این سهمیه به تیم دیگری که آنهم از بودجه دولتی بهره می برد ، مصداق بی عدالتی است .
 
 سعید حفظی فر بازیکن و مربی و مدیر عامل سابق و کارشناس فوتبال 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار