شب خاموشی نیما، بهانه‌ای برای توجه به شعر نیمایی و سرزمین محل تولد نیما یوشیج شاعر پرآوازه مازندرانی است.
کد خبر: ۱۵۷۵۶۲
تاریخ انتشار: ۱۴ دی ۱۳۹۴ - ۱۵:۵۷ 04 January 2016

به گزارش تابناک مازندران، به مناسبت درگذشت نیما یوشیج همایشی با عنوان شب خاموشی نیما در فرهنگسرای حر قائم شهر با حضور مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران و مسئولان و هنرمندان عرصه شعر برگزار شد.

علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج در۲۱ آبان ۱۲۷۴ در دهکدهٔ یوش، بخش بلدهاز توابع شهرستان نوراستان مازندران به دنیا آمد و۱۳ دی ۱۳۳۸در شمیران تهراندرگذشت، وی بنیانگذار شعر نو فارسیو شاعر معاصر ایرانی، ملقب به پدر شعر نوی فارسیاست.

نیما یوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به‌پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید و شعر نوعنوانی بود که خودِ نیما بر هنر خویش نهاده‌ بود.

تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی وامدار این انقلاب و تحولی هستند که نیما نوآور آن بود و بسیاری از شاعران و منتقدان معاصر، اشعار نیما را نمادین می‌دانند و او را هم‌پایهٔ شاعران سمبولیست به نام جهان قرار می دهند.

نیما همچنین اشعاری به زبان مازندرانیدارد که با نام «روجا» چاپ شده‌است.

مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران در همایش شب خاموشی نیما در مجتمع فرهنگی هنری حر قائم شهر با اشاره به اینکه نیما شاعری است که باید به آن پرداخته شود و توجه لازم به آن نشد، عنوان کرد: یوش باید به عنوان شهر گردشگر ادبی تعریف شود و در آنجا جایگاهی شایسته برای فرهنگ و ادب ایرانیان فراهم کنیم.

دلاور بزرگ نیا افزود: نیما در تركيب‌هاي بديع و استعاري اش كه ملهم از طبيعت است از طبیعت استفاده کرد.

وی با بیان اینکه در دوره مدیریتم جایزه نیما مطرح شد و این موضوع انجام نشد و باید از روش درستش تداوم پیدا کند، افزود: با ایجاد بنیاد ملی نیما می توان این مشکل را حل کرد و باید متخصصین حوزه نیماشناسی در این عرصه حضور داشته باشند.

بزرگ نیا با بیان اینکه ما اعتقاد داریم یوش این پتانسیل را دارد به عنوان خانه شعر ایران تعریف شود، تصریح کرد: موزه نیما بیشتر حالت صنایع دستی دارد تا موزه شعر اشعار نیما و اسناد شایسته ای از نیما هم در آنجا نداریم و در حالی که حدود 250 اسناد از نیما وجود دارد.

مدیر انجمن دوستاران هوتو در این همایش بیان کرد: هر چند نیما به عنوان شاعر افسانه ای مطرح است اما افسانه در واقع آغاز دور زندگی شعری نیما است و ما نیما را بیشتر با شعر نو ققنوس در سال 1336میشناسیم این شعر به عنوان پایه شعر نیمایی مطرح شد.

محمد عظیمی با بیان اینکه نیما برخواسته از طبیعت بکر رهای مازندرانی و شاعری دقیق و اجتماعی و حساس بود، افزود: نیما به موضوعات جامعه آشنا بود و نسبت به حوادث جامعه واکنش نشان می داد.

وی ادامه داد: با توجه به جایگاه خاندانی که داشت در بندی از شعر نیما نمی بینیم که در ستایش پادشاه و امیری شعر گفته باشد و در واقع نگاهش به طبقات پایین جامعه بود.

عظیمی با عنوان به اینکه در حوزه شعر هم نو آوری نیما مر بوط به ظاهر شعر نیست وی باطن شعر را تغییر داد، ابراز کرد: در کلیت نیما در شعرش دید انسان را عوض کرد و به جای اینکه ما به امور ذهنی بپردازیم به امور عینی می پردازیم.

وی تأکید کرد: مسائلی که در خصوص جایزه نیما مطرح است همیشه وقتی حضور خود نیما را نداریم و اسم تخصصی از نیما نیست این همایش ها نمی تواند جایگاه نیما را تعریف کند هر چند آن را جایزه نیما بگذاریم.

این پژوهشگر با اشاره به اینکه برخی از برنامه ها به اسم نیما برگزار می شود اما عملا برای کاری دیگر برگزار می شود که این نشان دهند استفاده ادبی کردن از نیما است، تأکید کرد: من شک ندارم که این مساعل ارتباطی به نیما ندارد.

وی با تأکید بر اینکه ما به عنوان مازندرانی باید تعصب داشته باشیم، اشاره کرد: ما سالها درخواست کردیم که روزی به عنوان نیما در تقویم سراسری ثبت و تولد نیما به عنوان شعر نوین ایران مطرح شود.

رئیس میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قائم‌شهر نیز گفت: این مراسم به مناسبت درگذشت نیما برگزار شد نیما پدر شعر نوین ایران بود و شیوه جدیدی در بیان شعر ایجاد کرد.

محسن باستانی افزود: هم همفکری با شاعران جوانی که الان دارن کار می کنند و کسانی که در گذشته کار می کنند و کنار هم بودن با شاعران خودمان می تواند به پیشرفت شعرمان کمک کند.

وی اضافه کرد: در حوزه شعر مازندرانی نیما شاعر متفکر بومی ما به نام روجا است و در حوزه نقد و داستان کارهای ارزشمند دارد .

باستانی یادآور شد: یادی از شاعران گذشته و کسانی که در شهر ما فعالیت داشتند و نسبت به شناخت این شاعران باید تلاش شود.

 این شاعر بزرگ، درحالی‌که به علت سرمای شدید یوش، به ذات‌الریه مبتلا شد، برای معالجه به تهران آمد و معالجات تأثیری نداشت و در۱۳دی۱۳۳۸درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد.

سپس در سال۱۳۷۲خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه‌اش در یوش منتقل شد. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجت‌الزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ۸خرداد۱۳۸۶)و مزار سیروس طاهباز در حیاط این خانه جای گرفته است.

منبع: ایسنا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار